در انتظار فرج

در انتظار فرج


دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت
شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت


در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت


زگرد راه برون آ که پیر دست به دیوار
به اشک و آه یتیمان دویده بر سر راهت


بیا که این رمد* چشم عاشقان تو ای شاه
نمی رمد مگر از توتیای گرد  سپاهت


بیا که جز تو سزوار این کلاه و کمر نیست
تویی که سود کمربند کهکشان به کلاهت


جمال چون تو به چشم و نگاه پاک توان دید
به روی چون منی الحق دریغ چشم و نگاهت


برو به کنج خراباتت ای ندیم گدایان
تو بختت آن نه که راهی بود به خلوت شاهت


در انتظار تو می میرم و در این دم آخر
دلم خوش است که دیدم به خواب گاه به گاهت


اگر به باغ تو گل بر دمید و من به دل خاک
اجازتی که سری بر کنم به جای گیاهت


تنور سینه ما را ای آسمان به حذر باش
که روی ماه سیه می کند به دوده آهت


کنون که می دمد از مغرب آفتاب نیابت
چه کوههای سلاطین که می شود پر کاهت


تویی که پشت و پناه جهادیان خدایی
که سرجهاد تویی و خداست پشت و پناهت


خدا وبال جوانی نهد به گردن پیری
تو شهریار خمیدی به زیر بار گناهت


روح شهریار شاد...

داغ لاله

بیداد رفت لاله بر باد رفته را

یا رب خزان چه بود بهار شکفته را

هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید

نو کرد داغ ماتم یاران رفته را

جز در صفای اشک دلم وا نمی شود

باران به دامن است هوای گرفته را

وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود

آخر محاق نیست که ماه دو هفته را

برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب

آورده ام به دیده گهرهای سفته را

ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین

ادامه نوشته

شعر ترکی درباره امام زمان – ویژه نیمه شعبان

کولدن یانیب دولوبدو اوجاقلار هایانداسان؟

یوخ بیر گولوش سولوبدو دوداقلار هایانداسان؟

 

هر ایل عزیزله دیک آقاجان شعبان اون بئشین

سسلیرله پوفله شمعی اوشاقلار هایانداسان؟

 

هر جومعه گلمیشیک گله سن جمکران یولون

چالدی قابار یولوندا ایاقلار هایانداسان؟

 

سسلیر نبی دوزه نمیریک آنجاق اوزاقلیقا

گلسن گلر دوباره قاچاقلار هایانداسان؟

 

 

بیزده دوزه نمیریک داها آرتیق فراقینا

سیللی له آل قالیبدی یاناقلار هایانداسان؟

 

زرتشت یاندیران آلاوین ایستیسی گئدیب

کولدن یانیب دولوبدو اوجاقلار هایانداسان؟